اهمیت احساس تعلق در مجتمع زیستی

این نیاز مربوط به رابطه انسان بادیگران وبامحیط است. شخصی شدن وازخودپنداشتن یک امروحتی یک اندیشه احساس تعلق رابه وجود می آورد. این احساس می تواند در مورد وسایل، فضا، حیوانات وافراد، درفرد ایجادشود. بنابراین درمقابل هرگونه تعرضی نسبت به آنها عکس العمل نشان می دهد وضمناً درحفظ آن می کوشد ودر اعلی ترین شکل خود وفادارانه ودرنهایت دقت درحفظ،تبلیغ وتعمیم آن تلاش می کند. ازسنین 11سالگی، تعلق به گروه داشتن وخودراجزوجامعه پنداشتن بروزمی کند و فردنسبت به این گروه هاعلاقه خاصی پیدامی کند وبدین ترتیب” تعلق جمعی”مورد علاقه افراد قرار می گیرد وتعصب هایی چون همسایه، هم تیمی، هم کلاسی، هم محله ای وهم شهری بودن شکل می گیرد. متعاقب آن با وسعت پیدا کردن قلمروها وتعلق ها تشکل های حفظ ونگهداری فضا، امکانات، موقعیت ها، قوی تر شده، منجربه داشتن فعالیت ها ورفتارهای جمعی وسیعتری می گردد.[1]با شنیدن لفظ محله بسیاری چیزها از قبیل تعدادی واحد مسکونی، معابر درون آن، فضای عمومی و… ممکن است به یاد فرد بیافتد. اما از میان همه آنها روابط انسانی و همیاری با هم محله ای ها شاید زودتر تداعی شود زیرا تاثیرش بر او بیشتر بوده است. همینطور هرچقدر یک تداعی منحصر به فرد تر باشد وتداعی های مخالف آن کمتر، به همان اندازه بیشتر مایل است صورت پذیرد. به طور مثال از میان تمام کوچه های یک محله کوچه ای که در آن زندگی کرده ایم یا میعادگاه بازی های کودکانه بوده است زودتر از بقیه به یادمان می آید. با توجه به آنچه که ذکر شد، تداعی یکی از موثرترین راه های این همانی با پدیده از طریق فراخواندن وتکمیل تصویر ذهنی آن است ولذا از نقش آن در احراز هویت پدیده فرد نمی توان غافل شد.[2]“مناسبات اجتماعي بين ساكنان مي‌تواند در ساختار كالبدي محله تأثیر بگذارد. انسان امروز به فراخور نيازهايي خود شرايطي متفاوت از گذشته دارد اما با اين حال هنوز هم احساس تعلق به محله بر روند زندگي اجتماعي تأثير گذار است تداوم استقرار در يك محله مي‌تواند باعث احساس تعلق شود و اين تداوم بايد بتواند به نسل سوم برسد تا استقرار پايداري را شامل بشود. فضاي شهري بايد استعداد حفظ سكونت را داشته باشد به صورتي كه به علت نارسائي‌هايش ساكنان را وادار به تغيير مكان نكند. در محله‌ها به عناصر حيات بخش نياز است چون خود باعث ايجاد مناسبات اجتماعي بين ساكنان مي‌شود و  همين امر تداوم حيات اجتماعي را در بر دارد. در واقع به این ترتیب تداوم نقش اجتماعي محله از خارج از پلاك ساختمانها با مناسبات همسايگي ايجاد مي‌شود.” وابستگي در انسان فطري است. او در كانون خانواده به رشد اين نياز اجتماعي نائل گرديده و تعلق به محيط را مي‌آموزد. لذا وابستگي انسان به زندگي جمعي و محيط طبيعي و مصنوع ناگسستني بوده و در طول زندگي انسان اين مفهوم نقش بسته است بگونه اي كه مسكن به عنوان مصداقي از وابستگي انسان به محيط كالبدي  انسان گرديده است. همراه بابرآوردشدن نیازهای انسانی درراستای زندگی جمعی احساس تعلق ساکنان به محل سکونتشان روزبه روزبیشتر می شود. اولين نياز انسان، نياز به بقا است. براي بقا انسان دسترسي به هوا، غذا، نور، آفتاب، آب و خواب و بهداشت و سلامت و حركت الزامي است. توجه به سلامت جسمي انسان نيازمند توسعه محيط هاي مناسب براي انجام فعاليتهاي بدني و تمرينات ورزشي است.[3]ابتكار در ايجاد و توسعه مفهوم و فضاي كوچه‌هاي چند عملكردي كه تركيبي از حركت پياده و سواره را در خود دارد در اين راستا انجام گرفته است. در حقيقت در اين طرح نياز پياده و سواره نه تنها درمقابل بلكه در كنار يكديگر مطرح شده و علاوه بر توجه به سلامت و ايمني مردم به افزايش تنوع در محيط كالبدي منجر گرديده است. ايجاد محيط بدون مانع و مناسب سازي مسيرهاي خاص جهت استفاده افراد با توانايي كم مانند سالخوردگان، كودكان و معلولي مي تواند در افزايش كيفيت محيط بسيار موثر واقع شود.

توجه به اساسي‌ترين نيازهاي انساني در ادبيات شهري و شهرسازي آرمانگرا قابل مشاهده است فرانسواز شواي از قول ژوزف پرودون مي‌نويسد: «لازم است كه فرانسه را به باغي بزرگ و آميخته به بيشه‌ها تبديل كنيم. هوا، نور و آب بايد بين همگان عادلانه توزيع شود» اين نگرش به نيازهاي اساسي انسان در الگوي باغ شهرهاي هاوارد و تا طرحهاي لوكولوزيه براي شهرهاي مدرن به خوبي ملاحظه مي‌گردد، زيرا نياز به نور و آب سالم و كافي سلامت انسان را براي بقا تضمين مي كند. جهت تامین نياز به آب سالم توجه به زير ساختهاي تأسيسات شهري چون نظام مناسب جمع آوري و بازيافت آب باران و هدايت فاضلاب شهري و عدم استفاده از نظام جذبي براي جلوگيري از آلودگي خاك و تسويه خانه‌هاي مناسب لازم است دسترسي به نور آفتاب در جهت حفظ تعادل دركاركرد اندامهاي انساني اهميت ويژه اي دارد. از اينرو نه تنها فضاهاي مسكوني بايد با توجه به نور خورشيد  اقليم منطقه صورت پذيرد بلكه در موقعيت هاي خاص به خصوص در اقليم گرم و خشك نياز به حفاظت در برابر آفتاب از طريق ايجاد سايه توسط كاشت درختان و طراحي مناسب اقليمي از الزامات طراحي فضاهاي مسكوني ومحله ها است .

[1] پاکزاد،جهانشاه،(1375)،”هویت و این همانی با فضا”،نشریه علمی پژوهشی صفه، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی،شماره22-21

[2] قاسمی اصفهانی،مروارید،(1383)،اهل کجا هستیم، انتشارات روزنه،چاپ اول

[3] حبیبی، سید محسن،(1369)،”نگاهی به مفهوم شهر در ایران”، نشریه علمی پژوهشی صفه،دانشکده معماری شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی،شماره 1،صفحه 24-1

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی قابلیت های مجتمع زیستی