انسانها با آلوده ساختن آبها، حيات خويش را به صورت جدي تهديد كرده‌اند. در كشور خودمان وضعيت آلودگي درياها و آبهاي عمومي وضعيت اسفباري دارد. در اين رابطه كارشناسان ارشد شيلات جهاد كشاورزي مازندران به همشهري چنين گفته است: «سرازير شدن انواع پسابهاي صنعتي به ويژه نفت و فرآورده‌ها و سموم، با آلوده ساختن آب دريا، حيات آبزيان را نيز به خطر انداخته است. ماهيان خاوياري خزر يكي از با ارزشترين گونه‌هاي دريايي جهان هستند اما به دليل وجود مشكلات فراوان ذخاير اين مرواريد سياه در حال انقراض است. فسيل ماهي يا بلوگا، تاس ماهي روسي يا چالباشي تاس ماهي ايراني يا قره برون ماهي، ماهي شيب، ماهي ازن برون يا سورگا گونه‌هاي اصلي ماهيان خاوياري درياي خزر هستند كه در واقع اين گونه ماهيان هم عصر دايناسورها محسوب مي‌شوند و به فسيل زنده مشهورند كه توانسته‌اند تاكنون در درياي مازندران زيست كنند».( روزنامه همشهري، شماره 150، بهمن 1392) «و انزلنا من السماء ماءاً طهورا: از آسمان آب پاكيزه، فرو فرستاديم.(فرقان:48) واژه طهور را كه در صيغه مبالغه آمده، شايد نتوان به فارسي برگردان نمود؛ زيرا يعني آب ذاتاً پاك و پاك كننده نيز مي‌باشد. اين واژه مي‌رساند كه منبع پاكيها آب است. زياده‌روي در مصرف آب و بهره‌برداري‌هاي بي‌رويه نيز يكي ديگر از اشكال عدم صيانت از اين منبع حياتي است. اين نعمت بزرگ كه متعلق به همه بشريت است، نبايد با هدر دادن آن، وسايل كفران اين نعمت را فراهم آورد.

قرآن كريم در جاي ديگر مي‌فرمايد: «افرايتم الماء الذي تشربون أانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون لو نشاء جعلناه اجاجا فلولا تشكرون: آيا آبي را كه مي‌نوشيد دقت كرده‌ايد؟ آيا شما آن را از ابر فرو فرستاديد يا ما؟ اگر بخواهيم، آن را شور قرار مي‌دهيم؛ پس چرا سپاس نمي‌گوييد؟» (واقعه:69)

1-9- تفسير يك آيه قرآن در خصوص لطمه به محيط زيست

قرآن مجيد در سه آيه به تخريب كنندگان محيط‌زيست اشاره كرده است، به شرح زير:

  1. و من الناس من يُعجبك قوله في الحيوه الدنيا و يشهد الله علي ما في قلبه و هو الدّ الخصام. (بقره:204)
  2. و اذا تولّي سعي في الارض ليُفسد فيها و يِهلك الحَرث و النسل و الله لا يحب الفساد. (بقره: 205)
  3. و اذا قيل له اتق الله اخذته العزة بالاثم، فحسبه جهنم و لبئس المهاد. (بقره: 206)

دو آيه نخستين را اكثر مترجمان و مفسران چنين تفسير كرده‌اند كه بعضي از انسانها كساني هستند كه چنان سخن مي‌گويند كه شما از گفتارشان در زندگاني دنيا خوشتان مي‌آيد و گواه مي‌آورند خدا را بر آنچه در دلشان است؛ در حالي كه [دروغ مي‌گويند]. آنها دشمن‌ترين افراد هستند. [اين افراد شعار اصلاح مي‌دهند] ولي وقتي از مخاطبان دور مي‌شوند، به فساد محيط‌زيست مي‌پردازند و حرث و نسل را تباه مي‌سازند. در اين ترجمه و تفسير واژه «تولي» به پشت كردن و منصرف شدن و از مخاطبان دور شدن تفسير شده است؛ ولي مرحوم محمد جواد مغنيه در تفسير الكاشف مي‌نويسد: (المغنيه، بی‌تا، ص 309.) «مفسران در معناي كلمه تولي اختلاف كرده‌اند كه آيا مفهوم آن انصراف و روگرداني است تا معناي جمله چنين شود كه آن شخصي كه ادعاي اصلاح مي‌كند، وقتي از نزد مخاطبانش جدا مي‌شود، تلاش مي‌كند كه در زمين فساد كند يا آنكه معناي كلمه تولي ولايت و سلطنت است تا معناي جمله آن شود كه: وقتي آن شخص مدعي اصلاح به قدرت مي‌رسد و والي مردم مي‌گردد، همان كاري را مي‌كند كه واليان سوء آن مي‌كنند. كار واليان سوء هلاك حرث و نسل است.»

نويسنده تفسير الكاشف پس از طرح دو معني از قول رشيد رضا، نظر مرحوم استادش محمد عبده را نقل مي‌كند كه ايشان معني دوم يعني به قدرت رسيدن را ترجيح داده است و براي نظر خود قرينه‌اي از قرآن آورده كه انصافاً قرينة جالبي است. آن قرينه آية بعد اين آيه مي‌باشد كه بلافاصله آمده است و مي‌فرمايد:«و اذا قيل له اتق الله اخذته العزة بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد: هرگاه [از راه پند و اندرز] به او گفته شود: از خدا بترس [فساد و تباهكاري مكن] تكبر و سركشي، او را به گناه وادار سازد [وكوشش او در فساد بيشتر گردد] پس دوزخ او را كافي است [كه كيفر كردارش باشد] و دوزخ بد آرامگاهي است.» (بقره: 206لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا