نظريه كلي و ولخارت در مورد تأثير گروه

كلي و ولخارت دريافتند افرادي كه از انگيزه بالايي براي حفظ عضويت فرد در گروه برخوردارند، و بنابراين وابستگي بيشتري به تأييد دارند، بعيد به نظر مي رسد كه ارتباطات و پيام هايي را قبول نمايند كه نقطة مقابل هنجارها و ارزش هاي گروه هستند. فرد بايد موافقت و تأييد را به دست آورد. در اینجا می توان به پذيرش توسط گروه اشاره كرد، يعني اعضا هرچه بيشتر مورد پذيرش گروه قرار بگيرند، احتمال تأثير پيام بر گروه بيشتر است. مناظرة گروهي نسبت به سخنراني ها از اثر بخشي دراز مدت در تغيير نگرش ها برخوردار است، همچنين اگر اين مناظرة گروهي به طور آزادانه برگزار شود تأثير بيشتري در اثر بخشي به اعضا گروه خواهد داشت، بحث و مناظره آزاد در افكار و عقايد تغيير بيشتري به وجود مي آورد. هرچه كاربر اينترنتي احساس كند كه در محيط اينترنت بيشتر مورد پذيرش واقع مي شود احتمالاً باعث خواهد شد كه بر ارزش هاي خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر مؤثر واقع شود و همچنين هرچه كاربران بيشتر وارد بحث ومناظره گروهي شوند احتمالاً باعث مطرح كردن موضوعات خود با محيط هاي تعاملي اينترنت مي شوند و كمتر مسائل خود را با خانواده مطرح مي كنند این امر باعث كم اهميت شدن ارزش های خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر نزد فرد مي شود(کازنو، ترجمه ساروخانی و محسنی، 1390).

 

 

محیط های شبه تعاملی

محیط های شبه تعاملی، محیط هایی است که کاربر نمی تواند در آن محیط ها ارتباط دو طرفه برقرار کند، مثل انواع صفحات وب در اینترنت که جهت تأثیر این محیط ها بر ارزش های خانواده و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر از تئوری های ارتباط جمعی استفاده می شود که البته برای محیط های تعاملی نیز بکار می رود(اسلوین، ترجمه گلیگوری، 1389).

تئوري هاي ارتباط جمعي

والد هال[1] از فرّار بودن محتواي ارتباطي صحبت مي كند، عاملي كه احتمال تحصيل اثرات را كاهش مي دهد. او معتقد است که «اثرات دراز مدت بيش از اثرات كوتاه مدت مورد توجه قرار مي گيرد» و يا به نوعي اگر از يك پيام به طور طولاني مدت استفاده شود تأثير آن پيام بيشتر است. كلاپر[2] علاوه بر تكرار پيام، مدت زمان پيام را نيز در نظر مي گيرد تا برنامه بتواند بالاترين اثر ممكن را داشته باشد. از اين دو نظريه هم مي توان مدت زمان استفاده از اينترنت و هم طول مدت دسترسي به اينترنت و همچنين مداومت استفاده از اينترنت را (روزانه، هفتگي، ماهانه) به عنوان متغيرها مستقل جهت تأثير اينترنت بر ارزش هاي خانواده به كار برد، چرا كه هر كدام از اين عوامل باعث كاهش روابط درون خانواده و در نهايت كاهش ارزش هاي خانواده مي شود. پس در اين جا آن چه نقش مهمي را بازي مي كند طول مدت دسترسي به اينترنت است. همچنين از اين نظريه از ميزان استفاده از اينترنت مي توان استفاده كرد، بدين گونه كه هرچه از اينترنت بيشتر استفاده كنيم اين ميزان استفاده احتمالاً باعث كم شدن ارتباط با خانواده مي شود و اين منجر به كاهش ارزش هاي خانواده نزد فرد مي شود (کازنو، ترجمه ساروخانی و محسنی، 1390).

دي فلور و بال روكيچ[3] در الگوي خويش دربارة وابستگي به رسانه ها براين باورند كه شرط مهم براي بروز اثرات، ميزان وابستگي به بعضي رسانه هاي ارتباطي است، مجرايي كه مردم براي به دست آوردن اطلاعات مهم نسبت به آن احساس وابستگي مي كنند، توان بيشتري براي ايجاد اثرات دارد، تا مجرايي كه تفاوتي با مجاري ديگر ندارد و اطلاعاتي كه فراهم مي كند فاقد اهميت است. با كمك اين نظريه مي توان وابستگي به اينترنت را مطرح كرد، بدين صورت كه كاربر اينترنتي با وابسته شدن به اينترنت فرصت كمتري براي پرداختن به خانواده دارد و اين ممكن است باعث كم اهميت شدن خانواده نزد كاربر اينترنتي و در نتيجه كاهش ارزش ها و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر شود(اسلوین، ترجمه گلیگوری، 1389).

[1]Wald Hall

[2] -Clapper

[3]de Fleur & Ball Rokeach

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر اعتیاد به اینترنت بر افسردگی و اعتماد به نفس و سلامت روان دانش آموزان