جايگاه ارزيابي عملكرد و مديريت عملكرد

هر چند مفاهيم مديريت و ارزيابي غالباً به جاي هم كار مي روند، اما مديريت عملكرد فرآيندي است كه نه تنها ارزيابي عملكرد بلكه نظام هاي انضباطي و خط مشي هاي رسيدگي به شكايات را به عنوان ابزار مديريت عملكرد در نظر مي گيرد. عليرغم اينكه ارزيابي عملكرد، عايدات و منافع بسياري را به همراه داشته است اما اثر بخشي كامل، هنگامي حاصل مي شود كه ارزيابي عملكرد، در بطن نظام مديريت عملكرد، يكپارچه گردد.بردرآپ (1955) عناصر عملكرد را برنامه ريزي، اجرا و بكارگيري ارزيابي مي داند. برنامه ريزي با توجه به ارزيابي هاي گذشته و شناسايي نيازمندي هاي عوامل خارجي (همچون سهامداران، مشتريان، خريداران و ديدگاه بلند مدت سازمان) براي عملكرد در دوره آتي، به عمل آيد. با توجه به دو اصل توالي روند توسعه و بهبود فعاليتها و مهندسي مجدد، و با عنايت به ارزيابي عملكردهاي گذشته فعاليت ها به اجرا گذاشته مي شوند. ارزيابي نيز با توجه به معيارهاي سنجش عملكرد در خصوص منابع سازماني، نيازمندهاي سهامداران، مشتريان و … صورت مي گيرد

به نظر بردرآپ، اين تحليل براي كليه سطوح سازماني كاربرد دارد. مرحله اول، در اين مدت با برنامه ريزي و انجام فعاليت هايي چون تهيه و تدوين رسالت و استراتژي هاي سازمان و تعريف عملكرد آغاز مي شود. در مرحله دوم، توسعه فرآيندهاي جاري مديريت و كيفيت بررسي مي شود. در مرحله سوم، مقياس هاي ارزيابي عملكرد تهيه، تدوين و بازنگري مي شوند

شاخص هاي عملكرد

شاخص هاي مسير حركت سازمانها را براي رسيدن به اهداف مشخص مي كند. نگاه اول در تدوين شاخص ها متوجه چشم انداز1 و مأموريت2 و اهداف كلان، راهبردهاي بلند مدت و كوتاه مدت و برنامه هاي عملياتي و به فعاليت هاي اصلي متمركز مي شود.هر شاخص عملكرد از يك عدد و يك واحد اندازه گيري تشكيل شده است، عدد ميزان اهميت (مقدار) و واحد معناي آن عدد را به ما نشان مي دهد و همواره به يك هدف متصل اند. شاخص ها مي توانند توسط واحدهاي يك بعدي مثل ساعت، متر، نانو ثانيه، دلار، تعداد گزارشات و … نشان داده شوند.اكثر شاخص هاي عملكرد جزء يكي از شش گروه زير قرار مي گيرند:

1- اثر بخشي: ميزان برآورد شدن نيازها توسط هر فرآيند را نشان مي دهد. (آيا ما كار درستي انجام مي دهيم؟)

2- كارآيي: ميزان استفاده از منابع توسط هر يك از فرآيندها براي رسيدن به اهداف نهايي را نشان مي دهد. (آيا ما كارها را درست انجام مي دهيم؟)

3- كيفيت: درجه تطابق كالا و يا خدمات با انتظارت و نيازهاي مشتري.

4- زمان سنج: ميزان درست انجام شدن و سر وقت بودن هر يك از عمليات را اندازه مي گيرند. محدوديتي بايد براي زمان انجام اين فعاليت ها تعيين شود. اين محدوديت ها بر مبناي نياز مشتريان تعيين مي شوند.

5- بهره وري: ميزان ارزش افزوده بر فرآيند بر مبناي تقسيم بندي ارزش نيروي كار و منابع مصرف شده.

6- امنيت: ميزان سلامتي سازمان و محيط كاري كارمندان را اندازه گيري مي نمايد. (رحيمي،1385،41 الي 44)

1- Vision

2- Mision

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

شناسایی وتبیین رابطه بین هوش هیجانی با عملکرد شغلی کارکنان (مطالعه موردی: راه آهن جمهوری اسلامی ایران شهر تهران