مفهوم حل مساله از ديدگاه هاي مختلف

حل مساله ،يك استراتژي آموزشي مي باشد كه در ياد گيري گروهي بكار برده مي شود. پژوهشگران اين استراتژي را به شيوه هاي مختلفي تعريف كرده اند كه در زير به چند مورد از آنها مي پردازيم. دزوريلاونزو، (1982)، مساله گشايي را فرايندي مي داند كه به وسيله آن فرد مي كوشد يك راه حل مناسب براي يك مشكل پيدا كند. آنها مساله گشايي را، يك فرآيند خود محور مي دانند كه شامل استراتژي هايي براي غلبه بر مساله است. اين فرآيند شامل سه جزء است: 1- مساله يا مشكل 2 – يك راه حل 3 – فرآيند مساله گشايي .

وايت[1]، (2003) مسئله گشايي را فرآيندي مي داند كه به وسيله آن فرد تلاش مي كند تا يك راه حل مؤثر براي يك مساله ويژه پيدا كند. (هيرنل[2]، 2000، به نقل از آلتن، 2003 ).

دابسون[3]، (2001) حل مساله را يك فرآيند جهت دار و هدفمند مي داند كه در آن شخص تلاش مي كند تا راه حل هاي مؤثر و سازگاري براي حل مسائلي كه به طور روزمره با آنها مواجه مي شود را بيابد. وي حل مساله را رويكردي هدفمند، منطقي و هوشيارانه مي داند..

حل مساله را مهارتي پايه و اساسي براي شناسايي يك مساله مي داند كه بر روي تحليل موقعيت دشوار تمركز مي كند و معمولاً شامل مرحله تصميم گيري است. يك رويكرد سيستماتيك در حل مساله به فرد در شناخت بهتر خود و نشان دادن عكس العمل مناسب به موقعيت هاي دشوار كمك مي كند .

 

2-15 ابعاد و دسته بندي مهارتهاي زندگي

آموزش مهارتهاي زندگي در ارتقاء و افزايش سلامت افراد مي باشد صاحب نظران تقسيم بندي هاي گوناگون ولي مشابهي براي مهارتهاي زندگي بيان كرده اند كه مشتمل بر چندين مهارت اصلي و اساسي هستند كه در ذيل به چند مورد از آنها اشاره مي شود:

((بالد و فريسنا)) مهارتهاي زندگي را شامل موارد زير مي دانند: پرورش تفكر انتقادي و تحليل اطلاعات، كنترل رفتار، كسب دانش و مهارتهاي بيشتر، ايجاد ارتباطات دو جانبه و رضايت بخش و اصلاح محيط فيزيكي و اجتماعي خود.سازمان بهداشت جهاني ده مهارت را به عنوان مهارتهاي اصلي زندگي معرفي كرده است. اين ده مهارت از سوي يونيسف و يونسكو نيز به عنوان مهارتهاي اصلي زندگي شناخته شده اند. اين مهارتها عباتند از :

1 – مهارت خود آگاهي[4]

2 – مهارت همدلي[5]

3 – مهارت برقراري ارتباط مؤثر[6]

4 – مهارت مديريت خشم[7]

5 – مهارت رفتار جرأت مندانه[8]

6 – مهارت حل مساله[9]

7 – مهارت مقابله با استرس[10]

8 – مهارت تصميم گيري[11]

 

9 – مهارت تفكر خلاق[12]

10- مهارت تفكر انتقادي[13]  (ناصری،1387).

سازمان بهداشت جهاني ده مهارت فوق را به سه طبقه يا گروه اصلي تقسيم مي كند :

مهارتهاي مرتبط با تفكر نقاد يا تصميم گيري: اين مهارتها شامل همه آن چيزهايي است كه با توانايي هاي جمع آوري اطلاعات، ارزيابي و توانايي بررسي نتايج هريك از اين اطلاعات بر اعمال خود و ديگران مرتبط مي باشد. در اين گروه از مهارتها فرد مي آموزد كه چگونه تاثير ارزشهاي خودش و ديگران را بر راه حل هاي انتخابي خويش تحليل كند .

مهارتهاي بين فردي و ارتباطي :گروه دوم مهارتها، آنهايي هستند كه با ارتباط كلامي و غير كلامي، گوش دادن فعال و توانايي ابراز احساسات و بازخورد دادن مرتبط هستند. در اين طبقه مهارتهاي مذاكره ،امتناع و رد كردن درخواست ديگران و مهارت رفتار جرأت مندانه نيز جاي مي گيرند. مهارتهايي كه به فرد كمك مي كند تا تعارضات بين فردي را حل كند نيز در دسته مهارت بين فردي است. توانايي گوش دادن و درك نيازهاي ديگران نيز بخشي از اين دسته مهارتها هستند. كار گروهي، توانايي همكاري با ديگران، توانايي احترام گذاشتن به ديگران هم در اين دسته جاي مي گيرند .

[1] White

[2] Hirnel

[3] Dobson

[4] Self-awareness skill

[5] Empathy skill

[6] .Effective communication skill

[7] Managing anger skill

[8] Essrtive relationship skill

[9] Problem solving skill

[10] Managing stress skill

[11] LDicision making skil

[12] Cretive thinking skill

[13] Critical thinking skill

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

اثر بخشی آموزش مهارتهای خودآگاهی و حل مساله بر افزایش رضایت زناشویی بیماران معتاد درطول درمان، کلینیک درمانی و بازتوانی پویا، شهرستان بندرلنگه در سال 1392